
آرنا نیوز :: طولانیشدن جنگ اوکراین باعث شده کشورهای حوزه بالتیک و شرق اروپا به سیاست «صلح مسلح» گرایش پیدا کنند. این کشورها درحال افزایش ارتباط با هم و ناتو و توسعه تسلیحات خود هستند تا برای درگیری با روسیه آماده شوند.
به گزارش سرویس بین الملل آرنا، در میان کشورهای شرق اروپا، لهستان جایگاه ویژهتری دارد. این کشور دروازه شرقی اروپای مرکزی است و بعد از گشایش آن، روسیه با قلب اروپا مواجه میشود. جنگ جهانی دوم با حمله آلمان و شوروی به لهستان آغاز شد و فرانسه و بریتانیا حاضر نشدند در مقابل حمله هیتلر به این کشور کوتاه بیایند. به همین دلیل، افزایش قدرت نظامی لهستان برای اروپا و غرب بسیار مهم است، چرا که افزایش قدرت این کشور مانع از هجوم روسیه به آن میشود.
نشنال اینترست در گزارشی که اخیرا نوشته به اهمیت لهستان و برنامههای نظامی آن در بحبوحه جنگ اوکراین و روسیه پرداخته است.
نویسنده گزارش مارک ماژیروفسکی (Marek Magierowski) سفیر جمهوری لهستان در ایالات متحده آمریکا است. ماژیروفسکی سعی دارد با گزارش خود، آمریکا و غرب را قانع کند که به لهستان کمکهای نظامی وسیعی کنند.
او لهستان را دروازه مقاومت در برابر روسیه معرفی میکند و تاکید دارد که ناتو باید با تمام قوا از ورشو حمایت کند تا مسکو به فکر حمله به آن نیفتد.
در زیر خلاصهای از گزارش مارک ماژیروفسکی ترجمه و ارائه میگردد.
لهستان؛ قلب جنگ احتمالی ناتو با روسیه
لهستان مهمترین کشوری است که در جناح شرقی ائتلاف ناتو وجود دارد. این کشور درحال حاضر ۴ درصد از تولید ناخالص داخلی خود را صرف ارتش خود میکند که دو برابر معیار تعیینشده برای کشورهای ناتو است.
با این حال، احتمال درگیری روسیه با لهستان وجود دارد. ورشو از مدتها قبل بهشدت از تهدید روسیه آگاه بوده است. در سالهای اخیر، لهستان قابلیتهای بازدارندگی خود را تقویت کرده و نیروهای مسلح خود را مدرن کرده است. ورشو تلاش کرده و توانسته به استقلال کامل انرژی خود دست یافته و از واردات گاز روسیه خودداری کند.
این کشور همچنین بهطور قابل توجهی دفاع سایبری خود را تقویت کرده است. لهستان رتبه اول را در فهرست امنیت ملی سایبری سال ۲۰۲۴ دارد.
هدف اصلی همه این اقدامات، اجتناب از حمله روسیه به حومه ورشو است. تجاوز روسیه به اوکراین به تلاشهای لهستان جهت تقویت امنیتش سرعت بخشیده است.
نویسنده لهستانی نشنال اینترست مینویسد: ما پیوسته درحال افزایش هزینههای نظامی خود هستیم، نه به این دلیل که نسبت به اعتبار ناتو تردید داریم؛ برعکس، ما قاطعانه به ماهیت مقدس پیمان ناتو اعتقاد داشته و به متحدان خود اعتماد داریم. ما هیچ شکی نداریم که در صورت لزوم، همه آنها شجاعانه و بدون قید و شرط از ورشو، تالین و پراگ دفاع خواهند کرد، همانطور که ما آماده دفاع از برلین، پاریس و هلسینکی هستیم.
ناتو اکنون قویتر، متحدتر و امنتر از ده یا بیستسال پیش است. ناتو یک قدرت هستهای است.
علاوهبر این، با اضافهشدن فنلاند و سوئد، اتحاد ناتو از نظر فیزیکی گسترش یافته است.
چرا لهستان درحال مسلحکردن خود است؟ زیرا ما میخواهیم الگو باشیم و شرکای خود و ناتو را تشویق کنیم که به تعهدات خود پایبند باشند و بودجه دفاعی خود را افزایش دهند.
به عبارت سادهتر، ما نمیتوانیم تنها به سیستمهای پیچیده فرماندهی و کنترل، شبکههای ارتباطی پیشرفته، سرورها و لپتاپها تکیه کنیم. ناتو (و کشورهای متحدش) به سختافزار بیشتری نیاز دارد: تانکها، جتهای جنگنده، هلیکوپتر، خودروهای زرهی، خمپارهها، هواپیماهای بدون سرنشین و مهمات بیشتر.
ناتو برای شکست روسیه باید وارد فاز اقتصادی شود
اتحاد آتلانتیک شمالی از زمان تأسیس در سال ۱۹۴۹ یک نهاد نظامی و سیاسی بوده است. برای دههها، بهویژه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱، ابعاد اقتصادی سازمان تا حد زیادی نادیده گرفته شده است. با گذشت زمان، برخی از اعضای ناتو به واردات مواد خام از روسیه گرایش زیادی پیدا کردند.
حتی پس از جنگهای چچن، حمله به گرجستان، الحاق کریمه و مداخله در خاورمیانه، باز روسای دولتها و وزرای کشورهای ناتو مشتاق سرمایهگذاری در شرکتهای گازپروم، لوک اُیل و روسنفت بودند.
در همین حال، روسیه با موفقیت، توانست نفوذ خود را در اقتصادهای اروپایی افزایش داده و شبکه گستردهای از روابط تجاری با کشورهای غربی ایجاد کند. اگرچه اکنون این وضعیت به آرامی درحال تغییر است اما برای جبران آن، باید کشورهای ناتو همکاریهای صنعتی خود را افزایش دهند.
طبیعتاً لهستان نقشی حیاتی در تحول اقتصادی ناتو خواهد داشت. لهستان بهعنوان کشوری که با بلاروس، منطقه کالینینگراد و اوکراین مرز مشترک دارد و دارای یک پایگاه صنعتی قوی است که میزبان تعداد زیادی از شرکتهای دفاعی از ایالات متحده و اروپا است، به یک مرکز مهم برای تولید تجهیزات نظامی تبدیل شده است.
همچنین، قدرت لجستیکی شامل موقعیت جغرافیایی لهستان و شبکه گسترده ارتباطات جادهای و ریلی آن، از اهمیت حیاتی برخوردار است.
اگر ناتو میخواهد قویتر شود، باید جناح شرقی خود را نه فقط با نیروها و تجهیزات، بلکه با زیرساختها و امکانات تولیدی خود تقویت کند. این سرمایهگذاری منطقی، مقرونبهصرفه، آیندهنگرانه و امنیتبخش است.